تبلیغات
لامرد - شبگردها - پاتوق جوانان لامرد
پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391

بدرود ای همرهان...

   نوشته شده توسط: شبگردها    نوع مطلب :اجتماعی ،طنز ،گپ خومونی(زبون محلی) ،دردودل شبگردها ،

درودی گرم چون گرمای لامرد به همراهان باوفای شبگردها!

شبگردها پس از طی یک راه پرفرازونشیب اکنون به اینجا که میبینید رسیده است.
ابتداشبگردکبیریکه وتنها بود و وب رونقی نداشت،پس ازآن پیوستن شبگردصغیر،وب
جانی گرفت،یکی یکی شبگردها پیوستند وبا تلاش ونوشتار هرکدام از شبگردها وب
جانی تازه گرفت تا به این قدوقامت نسبتا رشید رسید واکنون...

واکنون شبگردها به چنین انسان هایی تبدیل شده اند:
1.گرفتارامتحانات نهایی
2.گرفتن دیپلم
3.کنکور
4.جیب خالی(حل شدنی نیست)
.
.

باتوجه به مواردفوق وبسیاری موارد دیگر که جای بیانشان نیست شبگردها می روند تاپس از اممتحانات که یه سری بزمیگردند ودوباره میروند تاپس از کنکور وانشاالله بادعای شما وقبولی توکنکور برمیگردند،اونم برگشتی که دیگه رفتی توکارش نیست تا موقعی که جناب عزرائیل تشریف بیارن.
پس دعایادتون نره دوستان عزیز.
تادرودی دیگر بدرود!

به پایان آمداین دفتر / حکایت همچنان باقیست...


سه شنبه 12 اردیبهشت 1391

ای معلم توراسپاس...

   نوشته شده توسط: علی خان (شبگردکبیر)    نوع مطلب :نوشته های ادبی ،اجتماعی ،دردودل شبگردها ،دلنوشته های من ،

امشب قلم دردستانم بی تابی میکند،امشب قلم حس عجیبی دارد،عجیب اما شیرین،
امشب دستانی اورا نوازش میکنند.
من نیز امشب بی قرار شده ام،امشب در گوشم صداهایی می آید،صداهایی از گذشته،صداهایی از ده سال پیش،
انگار کسی فریاد میزند بابا آب داد...بابانان داد...انگار کسی فریاد می زند آن مرد در باران آمد...
صدای تمامی تصمیم هایی که کبری گرفت راکسی در گوشم زمزمه میکند...
از دوردست ها صدای سوت قطاری می آید...ودرچشمان من کسی پیراهنش را آتش زده است واز سرما می لرزد...
صدای نی یِ خسته ی چوپان دروغ گو می آید وگرگ درپس بوته ها کمین کرده است...کسی به فریادچوپان نمیرسد.

صدای تمامی برپاها وبرجاهایی که بلندفریاد میزدیم ومعنایش را نمیدانستیم وفکرمیکردم یک قانون است درگوشم پیچیده است...
صدای عاشقی می آید،عاشقی که هیچگاه از بی احترامی ها وبی توجهی های معشوقانش خسته نمیشود...
صدای عاشق؟!نه صدای فرشته ای می آید،فرشته ای که دربارگاه کبریا تمامی فرشتگان را به زانو درآورده است.

آری صدامی آید،صدای معلم می آید:بچه ها نقطه سرخط...وچه میدانستیم معنای نقطه سرخط هایش را؟!
آری بچه ها،نقطه سرخط،یعنی دوباره برخیز،یعنی خداباتوست ومن نیزیعنی نترس،زانونزن،قدخم مکن...

ای معلم توراسپاس،ای آغاز بی پایان،ای آسمانی کننده ی واژه ها،ای کشاورز عشق ومهربانی،تورا سپاس،
برسرم فریادبکش،فریادبکش که اکنون بجای خشم در انتهای فریادهایت بوی دلسوزی را استشمام میکنم،
دلسوزی یک پدر نسبت فرزند وشاید بیشتر...
ای آسمانی،تورا سپاس،
1- ای معلم تورا سپاس ، ای آغاز بی پایان ، ای وجود بی کران ، تورا سپاس ، ای والا مقام ، ای فراتر از کلام تو را سپاس ، ای که همچون باران برکویر خشک اندیشه‌ام باریدی " روزت مبارک"


یکشنبه 10 اردیبهشت 1391

قدیمی ترین مدرسه لامرد

   نوشته شده توسط: نیما(شبگردآریایی)    نوع مطلب :اخبارشهرستان لامرد ،لامردشناسی ،اجتماعی ،دردودل شبگردها ،

درودبرشما همراهان همیشگی شبگردها،بنده نیما نفراول کنکور آینده،ازامروز بنام شبگردآریایی درخدمت شماخاهم بود،امروز مطلبی تقدیم به شما وسپس بدرود تاپس از کنکور!

مدرسه سلمان قطب الدین باقدمتی حدود60سال کهن ترین مهددانش وعلم شهرستان لامرد به حساب می آید.
چه دکترها وچه مهندس هایی ازدل این مدرسه تقدیم به جامعه شده اند وچه خاطراتی که هرکدام گوشه ای از بهترین وشیرین ترین دقایق عمر خیلی هارا متشکل بود دراین مدرسه خالی از دانش اموز همچنان زنده است وچه چشم هایی که بادیدن این مدرسه تصاویری شیرین درجلوی خود میبینند!

                         


جمعه 8 اردیبهشت 1391

به روایت تصویر:

   نوشته شده توسط: احسان(شبگرد عکاس)    نوع مطلب :عکس طنز ،لامردشناسی ،طنز ،دردودل شبگردها ،دلنوشته های من ،

اینم آخرین پست من!بای تاپس از کنکور! 


پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391

انتی دختر

   نوشته شده توسط: علی(شبگردصغیر)    نوع مطلب :کَل کَل دخترپسرا ،اجتماعی ،طنز ،دردودل شبگردها ،دلنوشته های من ،

سلامی دوباره به همراهان شبگردها
دوستان بدلیل شروع امتحانات وهمچنین پیش رو داشتن کنکور این آخرین مطلبی هستش که من برای شبگردها می نویسم،شبگردهارو که باز کردم دیدم برای قسمت کل کل دخترپسرا خالیه برای همین تصمیم گرفتم که اینجور مطلبی بنویسم
 قبل از هرچیز باید خدمتتون عرض کنم که حرفای گفته شده در این مطلب یک شوخیه و امیدوارم دختر خانوما از من دلگیر نشند،ضمنا این حق رو برای دخترها قائلیم که از خودشون دفاع کنند . . .
  ضد دخترا  . . .
این دخترا اینقدر تو زندگیشون ضعف دارند که من نمیدونم از کجا شروع کنم
رانندگی:میدونید آرزوی دخترها برای راننده شدن چیه؟ اینه که عینک دودی بزارن و صدای ضبط ماشینشونو ببرن بالا انگار که آخرین سیستم بستن،حالا کسی نفهمه فکر میکنه راننده فرمول یکن خداوکیلی برو کنارشون بوق بزن از ترس میمیرن ازاون گذشته وقتی که تصادف میکنن از ماشین بیرون نمیان آیا میدونید چرا؟ آره درست فهمیدید...

مدرسه: پسرا درس میخونن برای اینکه سواد یاد بگیرن اما دخترادرس میخونن برای اینکه جلو دوستاشون کم نیارن؛آخرش که چی باید کهنه بچه پاک کنند
راستی تا از بحث مدرسه خارج نشدیم:تنها چیزی که از دبستان یادم هست این شعرهستش که برای دخترا میخوندیم
پسرا شیرن مثل شمشیرن
دخترا موشن مثل خرگوشن
حالا بریم سراغ کار اصلی دخترا: دوست پسر
پسربازی:آقا وقتی باهامون آشنا شدن اینقدر دروغ میگن که چندتا از اونارو براتون نام میبرم
1-دوست دارم
2-عاشقتم
3-اولین بار هستش که با یک پسر دوست میشم
4-قول میدم همیشه با هم بمونیم
5-من از اخلاقت خوشم اومده
6-هر کاری بگی برات میکنم
7-من به غیر از تو به هیچکس فکر نمیکنم
8-خوشگلترین پسری که تو عمرم دیدم تویی
9-بهترین لحظه های عمرم وقتی هستش که با تومیرم بیرون
تازه اینا ازتابلو ترینش بود که من گفتم
تا یادم نرفته حرف دکتر انوشه رو بگم
 دکتر انوشه:از وقتی که زن آفریده شد نه خدا استراحت کرد،نه زمین،نه زمان،نه...........

این از قسمت اول ضد دخترا،پس از فارغ شدن از گرفتاری ها وکنکور وامتحانات پیشتون برمیگردم باقسمت دوم کَل کَل!

پس تا درودی دیگر بدرود


چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391

درد و دل

   نوشته شده توسط: علیرضا(شبگرد پایه)    نوع مطلب :نوشته های ادبی ،اجتماعی ،طنز ،دردودل شبگردها ،دلنوشته های من ،

سلام . . . 

سلامی از دلی تنها . .

دلی آکنده از غم ها . . . .

سلامی دگر بار به همراهان همیشگی "شبگردها"

امروز با کلی غم و غصه از زبون قشر خودم یعنی جوونا اومدم

.

.

.

ما نسل بوسه های خیابانی هستیم !

نسل خوابیدن با اس ام اس !!

نسل کور شدن تو چت!!!

نسل درد و دل با غریبه های مجازی !!!

نسل غیرت روی خواهر !!

روشنفکری روی دختر همسایه . . .

نسل دو جک روی اسفالت!!

نسل کادو های یواشکی!!!!!!!

نسل خونه خالی و دعوت شام!!!

نسل پول ماهانه ی وی پی ان!!!

نسل صف و دعوا!!!

نسل مانتو های تنگ!!!

نسل " مد " زیر روسری!!

نسل جیم شدن از مدرسه !!!

نسل دور زدن تو 4راه !!!

نسل کارگرانِ پیرِِ مو رنگ کرده برای جوانی و پیشنهاد کار!!!

نسل شارژهای اینترنتی!!!

نگاه های زیر چشی ! !

نسل ساندویچ 2نونه !!!

نسل یارانه گیر !!!

نسل " copy , paste "!!!

نسل بلوتوث !!!

نسل جمله های کوروش و دکتر!!!

نسل فتوشاپ!!!

نسل "شبگردی" یا به قول ریش سفیدا ولگردی !!!

نسل دفاع از فاحشه ها!!!

نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس!!!

نسل سوخته !!!

زیر پا مانده !!!

نسل من !!!

نسل تو !!!

نسل "ما" . . .

یادمان باشد،هنگامی که دوباره به جهنمی چنین،رفتیم بین عذاب هایمان،مدام بگوییم،یادش بخیر!!!

                                        عکس


دوشنبه 4 اردیبهشت 1391

یادآن یارسفرکرده بخیر...

   نوشته شده توسط: علی خان (شبگردکبیر)    نوع مطلب :دردودل شبگردها ،دلنوشته های من ،

سال گذشته،درچنین روزهایی بود که عزیزی ازمیان عزیزان پرکشید.
انگار دل درگروی چیزی فراتراز اجناس دسته دوم زمینی داشت،انگارهدیه ای ازتبار آسمان را خاستار بود که چنین بی صبرانه بال گشود واشک هارا درپی خود ازچشم ها روان ساخت.
مجیدجان،دنیافصل بهاربود وعمرتونیزفصل بهار،کدامین بادپاییزی چنین غریبانه تورا از باغ زندگی چید وبه آسمان هاسپرد؟!
درمدرسه،درکلاس،آن صندلی دلتنگ توست...

 

روحش شاد ویادش گرامی باد....


تعداد کل صفحات: 5 1 2 3 4 5